الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

243

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مانده است . پدرش او را در حالى مفارقت كرده كه در گهواره بود ، لذا من براى او دلسوزى چون مادر بودم كه فرزندش را به جگر و دلش نزديك مىكند ، اى ابو طالب ، من بيشتر از ديگر فرزندانم به تو اميدوارم . ( 1 ) يعقوبى در ادامه مىنويسد : ابو طالب را به سقايت زمزم وصيت كرد و امور كعبه و سرپرستى آن را به فرزندش زبير سپرد . مرگ عبد المطلّب بر قريش بسيار گران آمد و او را با آب و سدر غسل دادند و با دو برد يمانى كفن كردند كه ارزش آنها هزار مثقال طلا بود ! و آن قدر مشك بر وى ريختند كه تمام جسدش را پوشانيد و براى اكرام و بزرگداشت وى و از آنجا كه به خاك سپردن وى بر ايشان سنگين بود ، او را چند روزى بر سر دست‌هاى خود حمل مىكردند . « 1 » پس از خاكسپارى عبد المطلّب ، فرزندش زبير به كنار كعبه آمد و ادعاى رياست نمود و به همراه وى وليد بن ربيعه مخزومى و ابن جدعان تيمى چنين ادعايى كردند . ( 2 ) بعد از عبد المطلّب ، عموى رسول الله ، ابو طالب سرپرستىاش را بر عهده گرفت و او بهترين سرپرست بود . ابو طالب مردى شريف و بزرگوار و در عين فقر ، با مهابت و مطاع دست گرفته بود . « 2 » فاطمه دختر اسد فرزند هاشم ، همسر ابو طالب و مادر فرزندش « 3 » تربيت او را به دست گرفته بود . ( 3 ) ابن شهر آشوب از اوزاعى « 4 » نقل مىكند كه گفت : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله تحت سرپرستى عبد المطلّب بود و هنگام كه به صد و دو سالگى رسيده بود و در اين حال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله هشت

--> ( 1 ) . از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه فرمود : خداوند جدّم عبد المطلب را به صورت يك امت واحد مبعوث مىكند و او داراى هيبت انبياء و اشرافيت پادشاهان مىباشد ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 13 ) و مرحوم كلينى نيز اين مطلب را در اصول كافى از سه طريق و با الفاظ شبيه به هم ذكر مىكند ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 446 - 446 ) . ( 2 ) . از على عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : پدرم در حالى كه فقير بود به سيادت رسيد و هيچ فقيرى قبل از او به سيادت و برترى نرسيد ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 14 ) . ( 3 ) . فاطمهء دختر اسد مسلمان شد و هنگامى كه وفات كرد ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله درباره‌اش فرمود : امروز مادرم وفات كرد ! سپس او را با پيراهنش كفن كرد و در قبرش رفت و در لحد آن خوابيد . به او گفته شد : يا رسول اللّه ، چرا تا اين اندازه در مرگ فاطمه جزع و بىتابى مىكنى ؟ فرمود : او مادرم بود ، زيرا فرزندانش را گرسنه نگاه مىداشت و مرا سير مىكرد و آنها را رها مىكرد و به من روغن معطّر مىماليد ! ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 14 ) . ( 4 ) . عبد الرحمن بن عمرو بن ابى عمرو أوزاعى فقيه ، يكى از ثقات جليل و از متقدمين بود كه در سال 157 وفات كرد « تقريب التهذيب » .